ماندن در مرداب روزمرگی ها بیزار بود و عاشقانه می سرود :
برخیز به خون دل وضویی بکنیم
در آب ترانه شستشوئی بکنیم
عمر اندک و فرصت خموشی بسیار
تلخ است سکوت ، گفتگویی بکنیم
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
چنان می پیچم به رویا، که مه به جنگل باد به شالیزاران... وقتی دلتنگ تو ام
No comments:
Post a Comment