پس از مرگ مرا بیاد آور...
آنزمان که در قعر خاک خفته ام...سپیدی تنم..نجوای صدایم...ملاحت کلامم
مرا بیاد آور...به همان خاطرات خوشی که با هم داشتیم
بیادم آور که تو یگانه ترین یار را
به دست خاک می سپری...
مرا در میان مام زمین گذار..و خودت بر من پا بنه..
که قانون جذب میگوید
ما همه برمیگردیم
Sunday, May 17, 2009
وقت لطیف شن
وقت لطیف شن
باران اضلاع فراغت می شست من با شنهای مرطوب عزیمت بازی می کردم و خواب سفرهای منقش می دیدم من قاطی آزادی شن ها بودم من دلتنگ بودم در باغ یک سفره مانوس پهن بود چیزی وسط سفره
شبیه ادراک منور یک خوشه انگور روی همه شایبه را پوشیدتعمیر سکوت گیجم کرددیدم که درخت هست وقتی که درخت هست
پیداست که باید بود ، باید بود و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد
سهراب سپهری
باران اضلاع فراغت می شست من با شنهای مرطوب عزیمت بازی می کردم و خواب سفرهای منقش می دیدم من قاطی آزادی شن ها بودم من دلتنگ بودم در باغ یک سفره مانوس پهن بود چیزی وسط سفره
شبیه ادراک منور یک خوشه انگور روی همه شایبه را پوشیدتعمیر سکوت گیجم کرددیدم که درخت هست وقتی که درخت هست
پیداست که باید بود ، باید بود و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد
سهراب سپهری
Thursday, May 7, 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)
