Thursday, May 7, 2009

و ناگهان دیر شد

و ناگهان دیر شد....
حرفهای ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

دیر شد...
اما من
بی نام تو
حتی
یک لحظه احتمال ندارم...

No comments:

Post a Comment